الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
123
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
كه در ميان آن چرك بدنشان جارى است به كمك آنان بيايد ، و هنگامىكه بخواهند از آن بنوشند از شدّت حرارتش گوشت صورتشان بيفتد ، و آن قول خداى تعالى است : . . . وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً ؛ « 1 » و اگر ( از شدّت عطش ) شربت آبى درخواست كنند ، آبى مانند مس گداختهء سوزان به آنها دهند كه روىها را بسوزد و آن شراب بد شربتى ، و ( آن دوزخ ) بد آسايشگاهى خواهد بود . و كسى كه در آن افتد هفتاد سال به سر فرو رود ، و هرگاه پوست بدنش بسوزد پوست ديگرى به جاى آن خواهد آمد . ششم سعير . كه در آن سىصد سراپرده از آتش باشد ، در هرسراپردهاى سىصد قصر از آتش ، در هرقصرى سىصد خانه از آتش و در هرخانهاى سىصد رنگ از عذاب آتش ، كه در آن مارها و عقربها و غل و زنجيرهايى از آتش باشد ، و اين همان است كه خداى تعالى دربارهء آن فرموده : إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالًا وَ سَعِيراً ؛ « 2 » ما براى كيفر كافران غل و زنجيرها و آتش سوزان مهيا ساختهايم . و هفتم جهنم . كه در آن « فلق » است ، و آن چاهى است در جهنم كه هرگاه گشوده شود آتش از آن زبانه كشد و آن سختترين عذاب آتش است . و اما « صعود » كوهى است از فلز زرد آتشين در ميانهء دوزخ و امّا « اثام » درهاى است در اطراف آن كوه ، كه مس گداخته در ميان آن جارى است ، و آن سختترين شكنجهء آتش است . « 3 » خدا را ! خدا را ! تا سالم هستيد . . . فاللّه اللّه معشر العباد و أنتم سالمون في الصّحة قبل السّقم ؛ بندگان خدا ! خدا را ! خدا را ! اكنون كه بدنهاتان سالم است پيش از بيمارى » . در خبر آمده : پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت بدان : سلامتت را قبل از بيمارىات ، جوانىات را پيش از پيرىات ، بىنيازىات را پيش از فقرت ، فراغتت را پيش از اشتغالت ، و حياتت را
--> ( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 29 . ( 2 ) . انسان ( 76 ) آيهء 4 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 376 .